| نویسنده : منتظر |موضوع: --- | زمان : 15 مرداد 1390| نظرات : 0 |
گفتگوي زيباي يه گل با معبود خود...........
یه روز خدا یک گلی رو از بهشت به زمین فرستاد و به اون گفت روی زمین برای خود نقطهای پیدا کن تا همونجا منزلگاه تو باشه گل از اون بالا منطقهای رو دید زرد رنگ، سرزمین وسیع و پهناوری بود پیش خودش گفت من همینجا میمونم رو به خدا کرد و گفت:
...
یه روز خدا یک گلی رو از بهشت به زمین فرستاد و به اون گفت روی زمین برای خود نقطهای پیدا کن تا همونجا منزلگاه تو باشه گل از اون بالا منطقهای رو دید زرد رنگ، سرزمین وسیع و پهناوری بود پیش خودش گفت من همینجا میمونم رو به خدا کرد و گفت:
...



