| نویسنده : salam |موضوع: دل نوشته | زمان : 28 تیر 1390| نظرات : 0 |
می گفت بابام برا مادر یه قناری خرید
اما اونقدر به قناری رسید
که مادرم رو انگار نمی دید
مادرم هم یه روز
در قفس رو باز کرد و بابا و پرنده و رها کرد
پرنده و از قفس
بابا رو از هوس
خیلی کارهای به ظاهر خوب برای آقا انجام می دهیم
غافل از اینکه
پرنده کارهایمان به قفس غرورمان گرفتار است
و ما نیز اسیر عجب و هوسیم
حالا دنبال مادرم
که درقفس را باز کند
مادر بیا به حال خرابم نظاره کن
اما اونقدر به قناری رسید
که مادرم رو انگار نمی دید
مادرم هم یه روز
در قفس رو باز کرد و بابا و پرنده و رها کرد
پرنده و از قفس
بابا رو از هوس
خیلی کارهای به ظاهر خوب برای آقا انجام می دهیم
غافل از اینکه
پرنده کارهایمان به قفس غرورمان گرفتار است
و ما نیز اسیر عجب و هوسیم
حالا دنبال مادرم
که درقفس را باز کند
مادر بیا به حال خرابم نظاره کن
| نویسنده : salam |موضوع: شعر | زمان : 21 بهمن 1389| نظرات : 0 |
تقصير ماست غيبت طولاني شما
بغض گلو گرفته ی پنهاني شما
بر شوره زار معصيتم گريه مي كني
جانم فداي ديده ي باراني شما
پرونده ام براي شما دردسر شده
وضع بدم،دليل پريشاني شما
...
بغض گلو گرفته ی پنهاني شما
بر شوره زار معصيتم گريه مي كني
جانم فداي ديده ي باراني شما
پرونده ام براي شما دردسر شده
وضع بدم،دليل پريشاني شما
...
| نویسنده : sareban |موضوع: شعر | زمان : 26 شهریور 1389| نظرات : 0 |
ما بی تو هزار داغ و یک دل داریم
بر حادثه ها امید باطل داریم
یک روز و دو روز نیست، این مشکل ما
ما سیصدو شصت و پنج روز، مشکل داریم
بر حادثه ها امید باطل داریم
یک روز و دو روز نیست، این مشکل ما
ما سیصدو شصت و پنج روز، مشکل داریم



