صبح موعود
نویسنده : entezar   |   بازدید ها : 166   |  موضوع: شعر | تعداد نظرات: 0 تاریخ انتشار : 5 آبان 1390
صبحي دگر مي آيد اي شب زنده داران

از قله هاي پر غبار روزگاران

از بيکران سبز اقيانوس غيبت

مي آيد او تا ساحل چشم انتظاران

آيد به گوش از آسمان: اين است مهدي

خيزد خروش از تشنگان: اين است باران

با تيغ آتش مي درد آن وارث نور

در انتهاي شب گلوي نابکاران

از بيشه زار عطرهاي تازه آيد

چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران

آهنگ ميدان تا کند او، باز ماند

در گرد راهش مرکب چابک سواران

آيينه آيين حق، اي صبح موعود

ماييم سيماي تو را آيينه داران

ديگر قرار بي تو ماندن نيست در دل

کي مي شود روشن به رويت چشم ياران؟

سيد حسن حسيني


( تگ های این مطلب )

ارسال یک نظر