شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
نویسنده : entezar   |   بازدید ها : 207   |  موضوع: دل نوشته | تعداد نظرات: 0 تاریخ انتشار : 12 اردیبهشت 1390
کودکانش را یکایک بوسید : حسن هفت ساله ، حسین شش ساله ، زینب پنج ساله و ام کلثوم سه ساله.

و اینک لحظه ی وداع با علی(ع)

چه دشوار است

اکنون علی(ع) باید در دنیا بماند.

سی سال دیگر!

آرام و سبکبار بر بستر خفت ، رو به قبله کرد ،در انتظار ماند.

لحظه ای گذشت و لحظاتی...

ناگهان از خانه شیون برخاست.

پلک هایش را فرو بست وچشم هایش را به روی محبوبش - که در انتظار او بود- گشود.

شمعی از آتش و رنج ، در خانه ی علی(ع) خاموش شد.

و علی(ع) تنها ماند.

با کودکانش.

از علی(ع) خواسته بود تا او را شب دفن کنند،گورش را کسی نشناسد ، آن دو شیخ از جنازه اش تشییع نکنند.

و علی(ع) چنین کرد.

اما کسی نمی داند که چگونه ؟ و هنوز نمی داند کجا؟

در خانه اش؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست.

و کجای بقیع ؟ معلوم نیست.

آنچه معلوم است رنج علی(ع) است ، امشب بر گور فاطمه(س) .

مدینه در دهان شب فرو رفته است ، مسلمانان همه خفته اند. سکوت مرموز شب گوش به گفتگوی آرام علی(ع) دارد.

و علی(ع) که سخت تنها مانده است ، هم در شهر و هم در خانه ، بی پیغمبر ، بی فاطمه (س) ، همچون کوهی از درد ، بر سر خاک فاطمه (س) نشسته است.

ساعت ها است...

(دکتر علی شریعتی)


( تگ های این مطلب )

ارسال یک نظر